برچسب:
نویسنده: مریم رحیمی
تازه الان که تلگرامو فیلتر کردن من دلم خاس که یه کانال داشته باشم واسه روزمره نویسی.وبلاگ آپ کردن حال و هوای خاصی میخاد ک گاهی به ادم دست میده و گاهی نه.گاهی اونقدر حرف برای گفتن نداری که بشه قد یه پست تو وبلاگ.ازون گذشته هم اینکه کلا تلگرام برام خیلی دم دستی تره.نظر مثبتتون راجب کانال زدن چیه؟:)
بزنیم یا کوچ کردین سروش؟
برچسب:
نویسنده: مریم رحیمی
پاشین بیاین دورهم باشیم
برچسب:
نویسنده: مریم رحیمی
گم و گورم...دورم
گیجو ویجم...خسسسستم...
برچسب:
نویسنده: مریم رحیمی
واسه کسیکه یبار با هممممه وجودش تاخته و تاخته و بعد ته یه بن بست مات و مبهوت وایساده و به دیوار روبروش خیره شده و به دردی که توپاهای خسته ش میپیچید و خس خس گلوش از دویدن های چهار نعل مسیر فک کرده،تهِ تموم اتفاقای بعد از اون یه چیزه.ترس...ترس! این واژه ی لعنتی و ملعونی که تنها یادگاری از تمام تاختن های گذشته ست...
تو روزاییکه همه چی پوچ بود و پوچ...که من بو
برچسب:
نویسنده: مریم رحیمی
برچسب:
نویسنده: مریم رحیمی
بش میگم برام النگوی مفتول بیار
میره با یه النگوی نازک برمیگرده ک باریکه اما مفتول محسوب نمیشه
بش میگم نه،ببین این هنوز درشته،برو مفتول بیار به معنای واقعی مفتول!!!
میگه اون اصلن قشنگ نیستاااا
میگم عب نداره برو بیار حالا ببینم
هی میگه به دستتون نمیادااا
این یکی یه چیز دیگست هااا
اخرش که میبینه کوتا نمیام،میگه باشه میرم بیارم ولی شما سعی کنین انتخابش نکنین
برچسب:
نویسنده: مریم رحیمی
خب خبر اینکه تولدم بود نوزدهم.شمبه ینی
هیژدهم هم کروز زن
اونوخ مهربان میگه من شانس ندارم خب شانس ازین بالاتر ک یه زنی گرفتی ک تولدش و روز زن تلفیق میشن ویدونه کادو میدی؟؟والاع
واقعیتش ازش توقع هدیه نداشتم چون جدیدن و از وختی زندگی مشترک شرو شده یه مفهومی بنام جیب مشترک برام تعریف شده
با مامانم ک میریم طلا فروشی درشتاشو سوا میکنم :دی،ولی با مهربان عقیدم
برچسب:
نویسنده: مریم رحیمی
برچسب:
نویسنده: مریم رحیمی
برچسب:
نویسنده: مریم رحیمی
برچسب:
نویسنده: مریم رحیمی
برچسب:
نویسنده: مریم رحیمی
برچسب:
نویسنده: مریم رحیمی
شوهرعمه جان که خیلی اهل سفرن،به مهربان میگن بیا و بگو ما کی بیایم شهرتون(شهر محل کارش)؟
مهربان میگه وسط هفته هرموقه دوس دارین من درخدمتم
شوهرعمه میگه نه دیگه وسط هفته که نمیشه،آخر هفته
مهربان میگه خب آخه آخر هفته که من میام
شوهرعمه میگه خب یه هفته نیا
مهربان یکم فک میکنه و میگه اگه قول میدین خانوممو هم بیارین با خودتون،اخر هفته بیاین،وگرنه که من آخر هفته باید بیام ببینمش
هشتگ ذوقمرگ
هشتگ خرکیف
هشتگ ❤
برچسب:
نویسنده: مریم رحیمی
برچسب:
نویسنده: مریم رحیمی